Category: داستان

داستان کوتاه انتقام زن  – ویبره 0

داستان کوتاه انتقام زن – ویبره

داستان کوتاه انتقام زن – داستان زنگ در را به صدا در آوردند. نادژدا پترونا ، مالک آپارتمانی که محل وقوع داستان ماست ، شتابان از روی کاناپه بلند شد و دوان دوان به...

بی ریاترین بیان عشق به همسر در مقابل ببر وحشی  – ویبره 0

بی ریاترین بیان عشق به همسر در مقابل ببر وحشی – ویبره

بی ریاترین بیان عشق به همسر در مقابل ببر وحشی – داستان نهایت عشق !یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق...

عاقبت طمع کاران برای کسب ثروت بیشتر!  – ویبره 0

عاقبت طمع کاران برای کسب ثروت بیشتر! – ویبره

عاقبت طمع کاران برای کسب ثروت بیشتر! – داستان روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون ۲۰ دلار به آنها پول خواهد داد.

ماجرای ایرانی‌ای که کارمند آمریکایی را مات کرد!  – ویبره 0

ماجرای ایرانی‌ای که کارمند آمریکایی را مات کرد! – ویبره

ماجرای ایرانی‌ای که کارمند آمریکایی را مات کرد! – داستان همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.

همیشه باید همه جوانب را در نظر گرفت!؟  – ویبره 0

همیشه باید همه جوانب را در نظر گرفت!؟ – ویبره

همیشه باید همه جوانب را در نظر گرفت!؟ – داستان هنگامی که من به آنجا رسیدم مطمئن بودم که می توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشکلی که داشتم این بود...

داستان پدری که دوست داشت پسر داشته باشد!  – ویبره 0

داستان پدری که دوست داشت پسر داشته باشد! – ویبره

داستان پدری که دوست داشت پسر داشته باشد! – داستان یادش آمد که چقدر دوست داشت فرزندشان پسر باشد.

داستان زیبای راننده اتوبوس و مرد هیکلی!!  – ویبره 0

داستان زیبای راننده اتوبوس و مرد هیکلی!! – ویبره

داستان زیبای راننده اتوبوس و مرد هیکلی!! – داستان مایکل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد. در چند ایستگاه اول همه...

عروسک کوکی  – ویبره 0

عروسک کوکی – ویبره

عروسک کوکی – داستان آدم‌ها مثل عروسک‌های کوکی هستند که کوک شده و در جاده زندگی رهایشان کرده‌اند بعضی از این عروسک‌ها در بین راه خراب می‌شوند

فرزند  – ویبره 0

فرزند – ویبره

فرزند – داستان فکر می‌کردم چون از گوشت و خون من است مثل من است، ولی وقتی بزرگ شد دیدم مثل من نیست؛ او دیگریست که فقط از گوشت و خون من است.

پیر مرد و پسرش!!  – ویبره 0

پیر مرد و پسرش!! – ویبره

پیر مرد و پسرش!! – داستان پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می‌کرد. او می‌خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.تنها پسرش که می‌توانست به او کمک کند...

داستان بسیار زیبای مرد ثروتمندی که مرد و بچه نداشت!!  – ویبره 0

داستان بسیار زیبای مرد ثروتمندی که مرد و بچه نداشت!! – ویبره

داستان بسیار زیبای مرد ثروتمندی که مرد و بچه نداشت!! – داستان مرد ثروتمند بدون فرزندی  بود که به پایان زندگی‌اش رسیده بود،کاغذ و قلمی برداشت تا وصیتنامه خود را بنویسد:

مؤمن بی‌خرد..  – ویبره 0

مؤمن بی‌خرد.. – ویبره

مؤمن بی‌خرد.. – داستان مرد مومنی، به طرزی ناگهانی تمام ثروتش را از دست داد. چون می‌دانست خدا او را به نحوی کمک خواهد کرد. دست به دعا برداشت: «پروردگارا! بگذار که من در...

امیرکبیر و ماجرای نکوبیدن آبله و مرگ دو بچه  – ویبره 0

امیرکبیر و ماجرای نکوبیدن آبله و مرگ دو بچه – ویبره

امیرکبیر و ماجرای نکوبیدن آبله و مرگ دو بچه – داستان در سال ۱۲۶۴ هجری قمری، نخستین برنامه ‌ی دولت ایران برای واکسیناسیون به فرمان امیر کبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و...

داستان کوتاه در پستخانه  – ویبره 0

داستان کوتاه در پستخانه – ویبره

داستان کوتاه در پستخانه – داستان همسر جوان و خوشگل « سلادکوپرتسوف » ، رئیس پستخانه ی شهرمان را چند روز قبل ، به خاک سپردیم.بعد از پایان مراسم خاکسپاری آن زیبارو ، به...

راهی ساده برای اینکه مشخص شود بیمار روانی نیازی به بستری شدن دارد یا خیر!؟  – ویبره 0

راهی ساده برای اینکه مشخص شود بیمار روانی نیازی به بستری شدن دارد یا خیر!؟ – ویبره

راهی ساده برای اینکه مشخص شود بیمار روانی نیازی به بستری شدن دارد یا خیر!؟ – داستان هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از روانپزشک پرسیدم: شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانی به...

افسانه زیبای خارپشت ها!  – ویبره 0

افسانه زیبای خارپشت ها! – ویبره

افسانه زیبای خارپشت ها! – داستان در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند