دسته: داستانهای کودکان

خرسی بنام وولستن کرافت  – ویبره 0

خرسی بنام وولستن کرافت – ویبره

خرسی بنام وولستن کرافت – داستانهای کودکان نه خیلی دور و نه خیلی وقت پیش، یک خرس بزرگ و زیبا روی یکی از قفسه های فروشگاه نشسته بود و منتظر بود تا کسی او...

داستان اسفندیار ۱  – ویبره 0

داستان اسفندیار ۱ – ویبره

داستان اسفندیار ۱ – شعر و داستان کودکان  اسفندیار پهلوانی بزرگ و پسر شاه گشتاسب بود و مادرش كتایون فرزند قیصر روم بود .سه فرزند پسر داشت كه بهمن از همه بزرگتر بود .

بالی برای پرواز  – ویبره 0

بالی برای پرواز – ویبره

بالی برای پرواز – شعر و داستان کودکان خیلی دلم گرفته بود. می خواستم به داخل حیاط بروم اما باران می آمد. منتظر ماندم تا باران قطع شد. بوی نم خاك، تمام فضای حیاط...

مرد شهری و باغ روستایی  – ویبره 0

مرد شهری و باغ روستایی – ویبره

مرد شهری و باغ روستایی – شعر و داستان کودکان این داستان، نه تنها در زمان های قدیم که حتی در زمان خودمان نیز ممکن است اتفاق بیفتد و حتما مثل ماجراهای این داستان،...

پوست مرا رها نمی کند  – ویبره 0

پوست مرا رها نمی کند – ویبره

پوست مرا رها نمی کند – شعر و داستان کودکان در قسمت قبل خواندید وقتی آقا خرس قصه ما برای ماهیگیری به رودخانه رفت آب رودخانه او را با خود برد. دو نفر که...

وحالا ادامه تعطیلات تابستانی  – ویبره 0

وحالا ادامه تعطیلات تابستانی – ویبره

وحالا ادامه تعطیلات تابستانی – شعر و داستان کودکان یک ساعت بعد……………………. – مامان من را میبری سینما یا تئاتر؟!

سلیم و دوستان پهلوانش  – ویبره 0

سلیم و دوستان پهلوانش – ویبره

سلیم و دوستان پهلوانش – شعر و داستان کودکان در قسمت قبل سلیم تصمیم گرفت برای یافتن پدر و مادرش از قصر خارج شود و حالا ادامه ی ماجرا…..

سلطان نادان  – ویبره 0

سلطان نادان – ویبره

سلطان نادان – شعر و داستان کودکان «چهار مقاله نظامی عروضی سمرقندی در حدود سال ۵۵۰ هـ.ق تالیف شده است. نظامی عروضی در این کتاب، ویژگی‏های شاعران، عالمان، پزشکان، منجمان و… را بیان کرده...

مثل خُمره  – ویبره 0

مثل خُمره – ویبره

مثل خُمره – شعر و داستان کودکان گناهش به گردن دیگران! اما می‏گویند: ظل السلطان، پسر ارشد ناصرالدین شاه که حاکم اصفهان بود، مردی زیرک، ولی بسیار چاق و کوتاه بود. او به لباس‏های...

آقای جروی در لاک ویلو  – ویبره 0

آقای جروی در لاک ویلو – ویبره

آقای جروی در لاک ویلو – شعر و داستان کودکان ۲۵ اوت «خوب بابا! «آقا جروی» اینجا هستند و به ما خیلی خوش می گذرد…. در نظر اول او یک پندلتن واقعی است در...

ضرب شستی به رقیب ایرانی ۲  – ویبره 0

ضرب شستی به رقیب ایرانی ۲ – ویبره

ضرب شستی به رقیب ایرانی ۲ – شعر و داستان کودکان در قسمت قبل گفتیم که نقاشان چینی بر سر این موضوع بحث می کردند که کار هنرمندان چینی بالاتر و بهتر از نقاشان...

قاصدک‌هایی برای خدا  – ویبره 0

قاصدک‌هایی برای خدا – ویبره

قاصدک‌هایی برای خدا – شعر و داستان کودکان وفتی درخت گیلاس حیاطمان بوی پاییز می‌‌داد و دبستان من بوی بهار…

مراقبت از سگ کوچولو  – ویبره 0

مراقبت از سگ کوچولو – ویبره

مراقبت از سگ کوچولو – داستانهای کودکان دوست داینا به مسافرت رفته است، داینا به او قول داد تا از سگش مراقبت کند. او خیلی هیجان زده است .

گردش لاک پشت ها  – ویبره 0

گردش لاک پشت ها – ویبره

گردش لاک پشت ها – داستانهای کودکان یکی بود یکی نبود . خانم لاک پشت و آقا لاک پشت تصمیم گرفتند که همراه پسرشان به گردش بروند . آنها  بیشه ای که کمی دورتر...

روباه و کلاغ  – ویبره 0

روباه و کلاغ – ویبره

روباه و کلاغ – داستانهای کودکان یکی بود یکی نبود . در یک روز آفتابی آقا کلاغه یک قالب پنیر دید ، زود اومد و اونو با نوکش برداشت ،پرواز کرد و روی درختی...

منجمّ  – ویبره 0

منجمّ – ویبره

منجمّ – داستانهای کودکان پادشاهی بسیار چاق بود و از زیادی چربی و گوشت در رنج بود . اطباء هر دستوری می دادند مفید واقع نمی شد .