خرسی بنام وولستن کرافت – ویبره

خرسی بنام وولستن کرافت – داستانهای کودکان

خرسی بنام وولستن کرافت
نه خیلی دور و نه خیلی وقت پیش، یک خرس بزرگ و زیبا روی یکی از قفسه های فروشگاه نشسته بود و منتظر بود تا کسی او را بخرد و به خانه ببرد

ادامه خواندن “خرسی بنام وولستن کرافت – ویبره”

خورشید شاه ۱۸ – ویبره

خورشید شاه ۱۸ – شعر و داستان کودکان

خورشید شاه 18
ناله سمک را شنید. مه پری به لالا صالح گفت: « این کیست که می‌نالد؟»

لالا صالح گفت: « این سمک عیار است!»

ادامه خواندن “خورشید شاه ۱۸ – ویبره”

سفر به سرزمین آرزوها – ویبره

سفر به سرزمین آرزوها – شعر و داستان کودکان

سفر به سرزمین آرزوها
تا رسیدم خونه کیفم رو از روی کولم برداشتم و رفتم تو آشپز خونه و گفتم: به به، دست مامان گلم درد نکنه، از کجا می دونستی امروز دلم یه قورمه سبزی مشدی می خواد؟

ادامه خواندن “سفر به سرزمین آرزوها – ویبره”

جشن تولد پروانه‌ای – ویبره

جشن تولد پروانه‌ای – شعر و داستان کودکان

جشن تولد پروانه‌ای
هر دو پروانه با احترام تمام روی میز کارمند شرکت آتش‌نشانی نشستند. پروانه مادر تا کمر خم شده بود. تعظیمی عرض کرد و گفت:

ادامه خواندن “جشن تولد پروانه‌ای – ویبره”

شاه ظالم – ویبره

شاه ظالم – شعر و داستان کودکان

شاه ظالم
در دوران قدیم در یکی از شهرهای ایران که عده زیادی از مردم به کشاورزی مشغول بودند.پادشاهی جوان که تازه به تاج و تخت نشسته بود، بسیار ظالم بود و هر روز بیشتر از قبل به مردم ستم می کرد و مالیاتی زیاد از مردم می گرفت.

ادامه خواندن “شاه ظالم – ویبره”

لوکوموتیو – ویبره

لوکوموتیو – داستانهای کودکان

لوکوموتیو
روزی طوفان سهمگینی وزید و صاعقه ای به کوه باعث شد، صخره سنگ بزرگی از کوه سرازیر شود و به روی ریل راه آهن بیافتد.

ادامه خواندن “لوکوموتیو – ویبره”

دختری با موهای بلند – ویبره

دختری با موهای بلند – داستانهای کودکان

دختری با موهای بلند
روزگاری زن و مردی زندگی می کردند که فرزندی نداشتند . بالاخره آرزوی آنها به حقیقت پیوست. آنها منتظر ورود کوچولویی به خانه اشان بودند.

ادامه خواندن “دختری با موهای بلند – ویبره”

صلح حیوانات قصه کودک – ویبره

صلح حیوانات قصه کودک – داستانهای کودکان

صلح حیوانات قصه کودک
مزرعه بزرگی در کنار جنگل قرار داشت . این مزرعه پر از مرغ و خروس بود . یک روز روباهی گرسنه تصمیم گرفت با حقه ای به مزرعه برود و  مرغ و خروسی شکار کند .

ادامه خواندن “صلح حیوانات قصه کودک – ویبره”

پسر ببر – ویبره

پسر ببر – داستانهای کودکان

پسر ببر
روزگاری یک زن بیوه پیری به نام چن ما Chen Ma با تنها پسرش در جنگلی در استان شانسکی زندگی می کردند . پسرش شکارچی ببر بود و مجوز شکار داشت ، شغلی که پدر و پدربزرگش هم به آن مشغول بودند .

ادامه خواندن “پسر ببر – ویبره”

آقا و خانم گوسفند – ویبره

آقا و خانم گوسفند – شعر و داستان کودکان

آقا و خانم گوسفند
آن روز، از صبح تا شب، آقاگوسفنده و خانم گوسفنده و بزک نتوانستند از آغل بیرون بروند. در آسمان باز شده بود و بارانی یک ریز می بارید. آقاگوسفنده و خانم گوسفنده و بزک با علوفه خشکی که توی آغل داشتند، شکمشان را سیر کردند و شب که شد، هر کدام گوشه ای خوابیدند.

ادامه خواندن “آقا و خانم گوسفند – ویبره”

پیرمرد و حیوانات جنگل – ویبره

پیرمرد و حیوانات جنگل – شعر و داستان کودکان

پیرمرد و حیوانات جنگل
در یک جنگل سبز و خرم، کلبه چوبی کوچکی بود که پیرمرد مهربانی در آن زندگی می کرد. او عاشق حیوانات بود و به خاطر علاقه به حیوانات بود که به تنهایی در جنگل زندگی می کرد.

ادامه خواندن “پیرمرد و حیوانات جنگل – ویبره”

دختر شجاع وقهرمان – ویبره

دختر شجاع وقهرمان – شعر و داستان کودکان

دخترشجاع وقهرمان
آن طرف د هكده ای دریایی عمیق و وسیع بود كه می گفتند درآن جا یك كشتی دزدان دریایی وجود دارد كه درآن كشتی دریایی دزدان دریایی زندگی می كنند ودریا را تصرف كرده اند ومردم فقیر دهکده را که کارشان ماهیگیری بود از رفتن به دریا وکسب وکار محروم ساخته بودند .

ادامه خواندن “دختر شجاع وقهرمان – ویبره”

روزی که من گم شدم! – ویبره

روزی که من گم شدم! – شعر و داستان کودکان

روزی که من گم شدم!
من و خرسم روی صندلی عقب نشسته بودیم. مامان لبخند می‌زد. بابا ماشین را روشن کرد. ما کمربندهایمان را بستیم و مسافرت شروع شد.

ادامه خواندن “روزی که من گم شدم! – ویبره”

یه خونه‌ی خوراکی – ویبره

یه خونه‌ی خوراکی – شعر و داستان کودکان

یه خونه‌ی خوراکی
حلزون ، کرم خاکی، و مورچه ی زرد داشتند با هم بازی می کردند .تا اینکه متوجه شدند هوا داره ابری می شه . ابرهای سیاه کم کم دور هم جمع شدن و روی زمین سایه انداختند. چند تا قطره بارون روی زمین افتاد. حلزون که خونش همیشه همراهش بود فورا رفت توی خونش و درو محکم بست .

ادامه خواندن “یه خونه‌ی خوراکی – ویبره”