خطبه ۲۰۹ نحج البلاغه – ویبره

خطبه ۲۰۹ نحج البلاغه

خطبه 209 نحج البلاغه
و از این سخن [ در ذکر کسانى که براى جنگ با او به بصره رفته بودند . ] بر کارگزاران

ادامه خواندن “خطبه ۲۰۹ نحج البلاغه – ویبره”

خطبه ۲۳۸ نحج البلاغه – ویبره

خطبه ۲۳۸ نحج البلاغه

خطبه 238 نحج البلاغه
خطبه‏اى از آن حضرت ( ع ) در باب حکمین و نکوهش مردم شام مردمى هستند درشتخوى و رذل و سفله . بردگانى فرومایه‏اند که هر یک از سویى گرد آورده و از جایى برچیده شده .

ادامه خواندن “خطبه ۲۳۸ نحج البلاغه – ویبره”

خطبه ۲۱۶ نحج البلاغه – ویبره

خطبه ۲۱۶ نحج البلاغه

خطبه 216 نحج البلاغه
بار خدایا ، به توانگرى ، آبرویم را حفظ کن و مکانتم را به بینوایى تباه منماى که از روزیخواران تو روزى خواهم ، یا از مردم بدکردارت مهربانى جویم و

ادامه خواندن “خطبه ۲۱۶ نحج البلاغه – ویبره”

خطبه ۱۹۹ نحج البلاغه – ویبره

خطبه ۱۹۹ نحج البلاغه

خطبه 199 نحج البلاغه
سخنى از آن حضرت ( ع ) هنگامى که یارانش در باب حکمیت با او راه مخالفت پیش گرفتند ، فرمود :

ادامه خواندن “خطبه ۱۹۹ نحج البلاغه – ویبره”

خطبه ۱۸۴ نحج البلاغه – ویبره

خطبه ۱۸۴ نحج البلاغه

خطبه 184 نحج البلاغه
گویند که امیر المؤمنین ( ع ) را مصاحبى بود به نام همام که مردى عبادت پیشه بود . روزى گفتش که اى امیر المؤمنین ، پرهیزگاران را برایم وصف کن .

ادامه خواندن “خطبه ۱۸۴ نحج البلاغه – ویبره”

خطبه ۱۶۸ نحج البلاغه – ویبره

خطبه ۱۶۸ نحج البلاغه

خطبه 168 نحج البلاغه
هنگام رهسپار شدن اصحاب جمل به بصره خداوند پیامبرى فرستاد ، راه نماینده ، با کتابى ناطق و آیینى برپا و پایدار .

ادامه خواندن “خطبه ۱۶۸ نحج البلاغه – ویبره”

خطبه ۱۵۲ نحج البلاغه – ویبره

خطبه ۱۵۲ نحج البلاغه

خطبه 152 نحج البلاغه
ستایش خداوندى را که آفریدگانش بر وجود او راهنماینده‏اند و چون جامه حدوث بر تن دارند ،

ادامه خواندن “خطبه ۱۵۲ نحج البلاغه – ویبره”

خطبه ۱۲۰ نحج البلاغه – ویبره

خطبه ۱۲۰ نحج البلاغه

خطبه 120 نحج البلاغه
سخنى از آن حضرت ( ع ) یکى از اصحابش برخاست و گفت : ما را از حکمیت منع مى‏کردى و سپس خود حکمى برگماشتى ندانیم کدامیک از این دو به صواب نزدیکتر است ، على ( ع ) دست بر دست زد و فرمود :

ادامه خواندن “خطبه ۱۲۰ نحج البلاغه – ویبره”

خطبه ۱۰۴ نحج البلاغه – ویبره

خطبه ۱۰۴ نحج البلاغه

خطبه 104 نحج البلاغه
تا اینکه محمد ( صلى اللّه علیه و آله ) را به رسالت فرستاد . گواه ، مژده دهنده و ، بیم دهنده . او در خردسالى بهترین مردمان بود و چون به سن کمال رسید ، برگزیده‏ترین آنها . به سرشت ، پاکتر از همه پاکان بود .

ادامه خواندن “خطبه ۱۰۴ نحج البلاغه – ویبره”