وقوع جنایت هولنا ک در روستای علیا بادیم قلعه – ویبره

وقوع جنایت هولنا ک در روستای علیا بادیم قلعه – روانشناسی خشونت

وقوع جنایت هولنا ک در روستای علیا بادیم قلعه 
وقوع جنایت هولنا ک در روستای <علیا بادیم قلعه> از توابع شهرستان ماکو، در اولین روز اسفند صورتی دیگر از نمایش خشونت در رگ و پی حیات اجتماعی ماست که تا‌کنون چندان که باید و شاید مورد تحلیل و بررسی قرار نگرفته و به شیوه معمول بعد از چندی نیز فراموش می‌شود.

صورت تلخیص‌شده این خبر ناگوار حکایت از قتل‌عام اعضای یک خانواده به دست پدر این خانواده می‌دهد.
پدر بعد از آنکه سر سه فرزند و همسر خود را به طرز هولناکی قطع کرده خود را نیز با طناب حلق‌آویز می‌کند. در متن خبر آمده که وی پیش از خودکشی روی دیوار نوشته کسی در این ماجرا مسوول نیست. در این وضعیت تراژیک و تلخ، خشونت با همه شکل‌های خود ویرانگری‌اش بروز پیدا کرده است. در این وضعیت هراس‌آور، ما با فردی مواجهیم که در حالتی عصبی با ترسیم افقی اضطرا‌ب‌آور برای خود و خانواده راه‌حل نهایی را در نابودی دیده در نتیجه با خشن‌ترین شکل ممکن به زندگی خود و اعضای خانواده‌اش پایان داده است…

وقوع جنایت هولنا ک در روستای علیا بادیم قلعه

. اینجاست که خشونت به آخرین و بدترین روش برای علا‌ج موقعیتی تبدیل شده که در آن فرد بدون چاره، ره گم کرده و ناتوان و گمراه مانده است. خشونت صورت‌گرفته از سوی این پدر به عنوان بدترین مرحله کنش در جلوه‌ای بیرونی گونه‌ای از بی‌رحمی‌ را رقم زده که در آن همه اعضای خانواده قربانی شده‌اند. اعضای بی‌گناه در این قتل‌عام خانوادگی قربانیان این بی‌رحمی‌ هراس‌آور شده‌اند تا قاتل بر ناتوانی خود در ادامه راه زندگی به این‌گونه، سر‌پوش بگذارد. بی‌توجهی به اخبار ناگواری از این دست به معنای نادیده گرفتن خشونت، دست‌آموزی است که روز‌به‌روز در لا‌یه‌های درونی جامعه در حال گسترش است و به خاطر عدم ارتباط آن با هر‌گونه ساخت کلی، یا به فراموشی سپرده می‌شود و یا چندان که باید و شاید مورد توجه قرار نمی‌گیرد.
در بهترین حالت نیز کسانی با محدود کردن عامل وقوع چنین حوادث دردناکی به عوامل روانشناسی، جلوی هرگونه ارجاع بیرونی به این حادثه و حوادثی از این دست را می‌گیرند. این در حالی است که تعدد چنین حوادثی می‌تواند نشان‌دهنده وجود یکسری شرایط سخت اجتماعی در زندگی روزمره انسان‌های عادی نیز باشد. انسان‌های که ناتوان از ادامه راه، راه‌حل نهایی را در خواهش مرگ جست‌وجو می‌کنند. فشارهای اقتصادی، عوامل اجتماعی و مشکلا‌تی از این دست می‌تواند انسان را در شرایطی ناگهانی به سمت فاجعه سوق دهد. فقدان نهادهای اجتماعی قدرتمند و ناتوانی نهادهای کنونی برای مشاوره در رابطه با زندگی مردم و بررسی مشکلا‌ت آنها می‌تواند هر لحظه به شکل‌گیری این حوادث بینجامد.
نمی‌توان در پس هر حادثه‌ای تنها به نظریات روانشناسی پناه برد و در نتیجه تنها فرد را مسوول همه اعمالش دانست. پروفسور <ایو میشو> استاد فلسفه دانشگاه پاریس در کتاب ارزنده خود <خشونت دست‌آموز> عصبیت را از مشخص‌ترین ویژگی‌های خود ما و جامعه ما می‌داند. از نظر این فیلسوف نزد هر فرد، جریان‌هایی عصبی وجود دارند که در زیر سیل حوادث، بی‌دلیل از چیزی که متوجه آن بودند می‌گذرند و متوجه چیزی دیگر می‌شوند. چنین عصبیتی، از دنیایی منبعث می‌شود که درگیر تکان‌هایی ناگهانی است، تکان‌هایی که فرد راه گم کرده، در هم ریخته و نامتعادل می‌کند.
اینجاست که او به آدمی‌ غیر‌قابل پیش‌بینی تبدیل می‌شود. انسانی که در شرایط دشوار قادر به تصمیم‌گیری نیست و در نتیجه درست به یاد نمی‌آورد که قرار بوده چه نقشی در زندگی بر عهده بگیرد. خشونت تجویز‌شده از سوی چنین فردی، منبعث از همان تکان‌هایی است که <میشو> بر آن تاکید می‌کند. تکان‌هایی که در کنار عوامل روانشناسی لا‌زم است که مورد بررسی قرار گیرند و در رابطه با شدت گرفتن حوادث ناگواری از این دست‌، راه ‌چاره‌ای نیز برای آنها پیدا کرد.
 
منبع:ویستا

وقوع جنایت هولنا ک در روستای علیا بادیم قلعه – Vibre.ir – روانشناسی خشونت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *