خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم – ویبره

فال حافظ

خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم – فال حافظ

خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم

خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم           به ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم

زاد راه حرم وصل نداریم مگر           به گدایی ز در میکده زادی طلبیم
اشک آلوده ما گر چه روان است ولی           به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم
لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام           اگر از جور غم عشق تو دادی طلبیم
نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد           مگر از مردمک دیده مدادی طلبیم
عشوه‌ای از لب شیرین تو دل خواست به جان           به شکرخنده لبت گفت مزادی طلبیم
تا بود نسخه عطری دل سودازده را           از خط غالیه سای تو سوادی طلبیم
چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد           ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم
بر در مدرسه تا چند نشینی حافظ           خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم

تعبیر :همه ی سختی ها و مشکلات بر طرف می شود، به شرط آنکه به تلاش خود ادامه بدهی. در زندگی تو گشادگی و سعادت پدید می آید و گرفتاری ها از بین خواهد رفت.

Vibre.ir

خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم – ویبره”

بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم – ویبره

فال حافظ

بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم – فال حافظ

بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم

بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم           مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم

زان جا که فیض جام سعادت فروغ توست           بیرون شدی نمای ز ظلمات حیرتم
هر چند غرق بحر گناهم ز صد جهت           تا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم
عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم           کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم
می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار           این موهبت رسید ز میراث فطرتم
من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش           در عشق دیدن تو هواخواه غربتم
دریا و کوه در ره و من خسته و ضعیف           ای خضر پی خجسته مدد کن به همتم
دورم به صورت از در دولتسرای تو           لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم
حافظ به پیش چشم تو خواهد سپرد جان           در این خیالم ار بدهد عمر مهلتم

تعبیر :در انتظار به سر می بری و از دوست و محبوب خود جدا شده و دور مانده ای. با سعی و تلاش و دعا به درگاه خداوند به مقصود خود می رسی. هرچند که ممکن است این کار دیر انجام گیرد، اما نا امید و مأیوس نباش. آنچه خداوند بخواهد همان می شود. راه های مختلف را آزمایش کن تا به نتیجه برسی.

Vibre.ir

بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم – ویبره”

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد – ویبره

فال حافظ

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد – فال حافظ

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد           از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست           باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد
شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب           باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد
مغبچه‌ای می‌گذشت راه زن دین و دل           در پی آن آشنا از همه بیگانه شد
آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت           چهره خندان شمع آفت پروانه شد
گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت           قطره باران ما گوهر یک دانه شد
نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری           حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد
منزل حافظ کنون بارگه پادشاست           دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد

تعبیر :دعاهای تو مستجاب می شود. به آرزوهایت می رسی و به هدف و مقصود خود دست می یابی. عزیزی را که سال ها از تو دور بوده، دوباره خواهی دید. کارها بر وفق مراد تو می شود.

Vibre.ir

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد – ویبره”

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود – ویبره

فال حافظ

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود – فال حافظ

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود           دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک           بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود
دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد           عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود
آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است           آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز           چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم           خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق           مفتی عقل در این مسله لایعقل بود
راستی خاتم فیروزه بواسحاقی           خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ           که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود

تعبیر :افسوس گذشته را مخور. آنچه از گذشته باقی می ماند، خاطره است. خاطرات خوب را چراغ راه آینده قرار بده و بصیر و بینا باش تا راه رفته را دوباره طی نکنی.

Vibre.ir

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود – ویبره”

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه – ویبره

فال حافظ

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه – فال حافظ

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه           انی رایت دهرا من هجرک القیامه

دارم من از فراقش در دیده صد علامت           لیست دموع عینی هذا لنا العلامه
هر چند کزمودم از وی نبود سودم           من جرب المجرب حلت به الندامه
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا           فی بعدها عذاب فی قربها السلامه
گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم           و الله ما راینا حبا بلا ملامه
حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین           حتی یذوق منه کاسا من الکرامه

تعبیر :در جستجوی چیزی هستی که مانعی برای دستیابی آن وجود دارد. از دوری دوستی رنج می بری. بهتر است که صبر کنی و دست از طلب و کوشش بر نداری. راه های دیگر را آزمایش کن. با آدم های با تجربه و دانا مشورت کن. کمی به تفکر و تعمق بپرداز تا کمبود های خود را بشناسی و در رفع آن بکوشی.

Vibre.ir

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه – ویبره”

صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد – ویبره

فال حافظ

صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد – فال حافظ

صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد

صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد           دل شوریده ما را به بو در کار می‌آورد

من آن شکل صنوبر را ز باغ دیده برکندم           که هر گل کز غمش بشکفت محنت بار می‌آورد
فروغ ماه می‌دیدم ز بام قصر او روشن           که رو از شرم آن خورشید در دیوار می‌آورد
ز بیم غارت عشقش دل پرخون رها کردم           ولی می‌ریخت خون و ره بدان هنجار می‌آورد
به قول مطرب و ساقی برون رفتم گه و بی‌گه           کز آن راه گران قاصد خبر دشوار می‌آورد
سراسر بخشش جانان طریق لطف و احسان بود           اگر تسبیح می‌فرمود اگر زنار می‌آورد
عفاالله چین ابرویش اگر چه ناتوانم کرد           به عشوه هم پیامی بر سر بیمار می‌آورد
عجب می‌داشتم دیشب ز حافظ جام و پیمانه           ولی منعش نمی‌کردم که صوفی وار می‌آورد

تعبیر :بهتر است در دیدگاه ها و نظرات خود دقت کافی داشته باشی. هر هدف و مقصودی نهایتاً مفید و خوب نیست. سنجیدگی و هوشیاری و عاقبت اندیشی، همه، حوادث احتمالی و شکست ها را از انسان دور می سازد.
Vibre.ir

صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد – ویبره”

عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی – ویبره

فال حافظ

عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی – فال حافظ

عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی

عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی           ای پسر جام می‌ام ده که به پیری برسی

چه شکرهاست در این شهر که قانع شده‌اند           شاهبازان طریقت به مقام مگسی
دوش در خیل غلامان درش می‌رفتم           گفت ای عاشق بیچاره تو باری چه کسی
با دل خون شده چون نافه خوشش باید بود           هر که مشهور جهان گشت به مشکین نفسی
لمع البرق من الطور و آنست به           فلعلی لک آت بشهاب قبس
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش           وه که بس بی‌خبر از غلغل چندین جرسی
بال بگشا و صفیر از شجر طوبی زن           حیف باشد چو تو مرغی که اسیر قفسی
تا چو مجمر نفسی دامن جانان گیرم           جان نهادیم بر آتش ز پی خوش نفسی
چند پوید به هوای تو ز هر سو حافظ           یسر الله طریقا بک یا ملتمسی

تعبیر :آنچه که سد راه تو شده است، بی فکری و سهل انگاری است. پی به ارزش و توانایی های خود نبرده ای. اکنون غم و حسرت فایده ای ندارد. آینده را دریاب و با تعمق و تعقل، دوباره سعی و تلاش کن. از پیله ی غم و اندوه بیرون بیا و کمی به خود و خانواده ات بیندیش.

Vibre.ir

عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی – ویبره”

سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی – ویبره

فال حافظ

سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی – فال حافظ

سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی

سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی           گفت بازآی که دیرینه این درگاهی

همچو جم جرعه ما کش که ز سر دو جهان           پرتو جام جهان بین دهدت آگاهی
بر در میکده رندان قلندر باشند           که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی
خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای           دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی
سر ما و در میخانه که طرف بامش           به فلک بر شد و دیوار بدین کوتاهی
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن           ظلمات است بترس از خطر گمراهی
اگرت سلطنت فقر ببخشند ای دل           کمترین ملک تو از ماه بود تا ماهی
تو دم فقر ندانی زدن از دست مده           مسند خواجگی و مجلس تورانشاهی
حافظ خام طمع شرمی از این قصه بدار           عملت چیست که فردوس برین می‌خواهی

تعبیر :با سهل انگاری و دست روی دست گذاشتن نمی توانی به نتیجه ی دلخواه برسی. شتابزده تصمیم نگیر و با افراد با تجربه و آگاه مشورت کن. غرور و تکبر را از خود دور کن. به تنهایی نمی توانی از سد مشکلات بگذری. با سعی و تلاش می توانی به نتیجه ی مطلوب دست یابی.
Vibre.ir

سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی – ویبره”

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد – ویبره

فال حافظ

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد – فال حافظ

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد           ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد

به خط و خال گدایان مده خزینه دل           به دست شاهوشی ده که محترم دارد
نه هر درخت تحمل کند جفای خزان           غلام همت سروم که این قدم دارد
رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست           نهد به پای قدح هر که شش درم دارد
زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار           که عقل کل به صدت عیب متهم دارد
ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان           کدام محرم دل ره در این حرم دارد
دلم که لاف تجرد زدی کنون صد شغل           به بوی زلف تو با باد صبحدم دارد
مراد دل ز که پرسم که نیست دلداری           که جلوه نظر و شیوه کرم دارد
ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست           که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد

تعبیر :کسی که ایمان داشته باشد و دریادل باشد از سختی های زودگذر روزگار نمی هراسد. صبر و توکل به خدا چاره ساز مشکلات است. از انسان های بد طینت و سود جو دوری کن. هر کسی را محرم اسرار خود قرار نده. هرچه می خواهی از خدا بخواه.

Vibre.ir

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “دلی که غیب نمای است و جام جم دارد – ویبره”

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد – ویبره

فال حافظ

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد – فال حافظ

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد           تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند           کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز           به یار یک جهت حق گزار ما نرسد
هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی           به دلپذیری نقش نگار ما نرسد
هزار نقد به بازار کانات آرند           یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد
دریغ قافله عمر کان چنان رفتند           که گردشان به هوای دیار ما نرسد
دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش           که بد به خاطر امیدوار ما نرسد
چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را           غبار خاطری از ره گذار ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او           به سمع پادشه کامگار ما نرسد

تعبیر :هدف و مقصدی که در پیش داری بسیار خوب است. از طعنه ی حسودان و دشمنان نترس. با جلب محبت دیگران می توانی از کمک آنها استفاده کنی. دوستان صادق خود را رها نکن.
Vibre.ir

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد – ویبره”

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم – ویبره

فال حافظ

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم – فال حافظ

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم           طایر قدسم و از دام جهان برخیزم

به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی           از سر خواجگی کون و مکان برخیزم
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی           پیشتر زان که چو گردی ز میان برخیزم
بر سر تربت من با می و مطرب بنشین           تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم
خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات           کز سر جان و جهان دست فشان برخیزم
گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش           تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم
روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده           تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم

تعبیر :تا فرصت باقی است از موقعیت ها استفاده کن تا به هدف و مقصود خود برسی. از اراده ی کافی برخوردار هستی پس نا امید نباش. به خدا توکل کن و با مشورت در کار ها، موفقیت خود را تضمین کن.
Vibre.ir

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم – ویبره”

ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل – ویبره

فال حافظ

ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل – فال حافظ

ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل           سلسبیلت کرده جان و دل سبیل

سبزپوشان خطت بر گرد لب           همچو مورانند گرد سلسبیل
ناوک چشم تو در هر گوشه‌ای           همچو من افتاده دارد صد قتیل
یا رب این آتش که در جان من است           سرد کن زان سان که کردی بر خلیل
من نمی‌یابم مجال ای دوستان           گر چه دارد او جمالی بس جمیل
پای ما لنگ است و منزل بس دراز           دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
حافظ از سرپنجه عشق نگار           همچو مور افتاده شد در پای پیل
شاه عالم را بقا و عز و ناز           باد و هر چیزی که باشد زین قبیل

تعبیر :شاهد مقصود از تو دور است. برای رسیدن به آن صبر و تحمل لازم است. پشتکار داشته باش و مأیوس نشو. کسی را دوست داری که باید برای رسیدن به او صداقت و صبر داشته باشی.

Vibre.ir

ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل – ویبره”

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم – ویبره

فال حافظ

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم – فال حافظ

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم           به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم

اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم           به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم
امید در شب زلفت به روز عمر نبستم           طمع به دور دهانت ز کام دل ببریدم
به شوق چشمه نوشت چه قطره‌ها که فشاندم           ز لعل باده فروشت چه عشوه‌ها که خریدم
ز غمزه بر دل ریشم چه تیر ها که گشادی           ز غصه بر سر کویت چه بارها که کشیدم
ز کوی یار بیار ای نسیم صبح غباری           که بوی خون دل ریش از آن تراب شنیدم
گناه چشم سیاه تو بود و گردن دلخواه           که من چو آهوی وحشی ز آدمی برمیدم
چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نسیمی           که پرده بر دل خونین به بوی او بدریدم
به خاک پای تو سوگند و نور دیده حافظ           که بی رخ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم

تعبیر :راه رسیدن به هدف، دشوار است اما غیر ممکن نیست. اگر از مشکلات نترسی و ناامید نشوی، به هدف خود می رسی. در این راه به خداوند توکل کن تا آرامش داشته باشی.

Vibre.ir

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم – ویبره”

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی – ویبره

فال حافظ

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی – فال حافظ

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی           شرح جمال حور ز رویت روایتی

انفاس عیسی از لب لعلت لطیفه‌ای           آب خضر ز نوش لبانت کنایتی
هر پاره از دل من و از غصه قصه‌ای           هر سطری از خصال تو و از رحمت آیتی
کی عطرسای مجلس روحانیان شدی           گل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی
در آرزوی خاک در یار سوختیم           یاد آور ای صبا که نکردی حمایتی
ای دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت           صد مایه داشتی و نکردی کفایتی
بوی دل کباب من آفاق را گرفت           این آتش درون بکند هم سرایتی
در آتش ار خیال رخش دست می‌دهد           ساقی بیا که نیست ز دوزخ شکایتی
دانی مراد حافظ از این درد و غصه چیست           از تو کرشمه‌ای و ز خسرو عنایتی

تعبیر :از توانایی های خود بهتر بهره گیری کن و اعتماد به نفس داشته باش. لحظات گرانبهای عمر را بیهوده از دست نده. گمان نکن که دیگران از تو بهترند. در راه رسیدن به هدف، بیهوده از دیگران گله و شکایت نکن و به اراده و توانایی های خود تکیه کن.

Vibre.ir

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “ای قصه بهشت ز کویت حکایتی – ویبره”

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد – ویبره

فال حافظ

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد – فال حافظ

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد           شعری بخوان که با او رطل گران توان زد

بر آستان جانان گر سر توان نهادن           گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
قد خمیده ما سهلت نماید اما           بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد
در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی           جام می مغانه هم با مغان توان زد
درویش را نباشد برگ سرای سلطان           ماییم و کهنه دلقی کتش در آن توان زد
اهل نظر دو عالم در یک نظر ببازند           عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد
گر دولت وصالت خواهد دری گشودن           سرها بدین تخیل بر آستان توان زد
عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است           چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد
شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست           گر راه زن تو باشی صد کاروان توان زد
حافظ به حق قرآن کز شید و زرق بازآی           باشد که گوی عیشی در این جهان توان زد

تعبیر :کبر و غرور و ریا را از خود دور کن. به آرزوهایت خواهی رسید زیرا قدرت و توانایی لازم را داری. فقط باید همت و اراده داشته باشی. در بند مادیات نباش زیرا دائمی و همیشگی نیستند.
Vibre.ir

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد – ویبره”

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند – ویبره

فال حافظ

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند – فال حافظ

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند           پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند

به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند           ز زلف عنبرین جان‌ها چو بگشایند بفشانند
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند           نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند           رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند
ز چشمم لعل رمانی چو می‌خندند می‌بارند           ز رویم راز پنهانی چو می‌بینند می‌خوانند
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد           ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند
چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند           بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند           که با این درد اگر دربند درمانند درمانند

تعبیر :راه رسیدن به آرزو سخت است و آسان نیست. اما با همت و اراده، رسیدن به آن میسر است. زیاد به کمک دیگران دل نبند زیرا ممکن است رفیق نیمه راه شوند و تو را رها کنند. به خدا و سعی و تلاش خود امیدوار باش. به زودی گرفتاری هایت تمام می شود.

Vibre.ir

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند – فال حافظ – ویبره

ادامه خواندن “سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند – ویبره”