جوک۷ – ویبره

جوک۷ – لطیفه(جوک)

جوک7
یه یارو تلفن ندیده میره موبایل بگیره موبایل فروشه بش میگه ۳ماه دیگه اماده میشه اونم روکمربندش کاغذ میزنه مینویسه بزودی دراین مکان موبایلی قرار میگیرد!

یارو: زن الو خودتی ؟…
– شما کی رو گرفتید؟
-من زنمو گرفتم.
– اشتباه گرفتید.
– باشه میرم طلاقش میدم.

با یکی از همکلاسی های دوره دبستان رو دم دانشگاه دیدم، داشتیم گپ می زدیم که دوتا دختر که ازشون بدم میومد از در دانشگاه اومدن بیرون. گفتم: اه باز این الاغ اومد! گفت: اون خواهرمه! سریع گفتم: نه! اون یکی!
گفت: اونم زنمه!!!
از اونی که روز ازل شانس پخش میکرده متشکرم شخصاً!

غضنفر میره نانوایی، یه ۵ ریالی میده میگه نون میخوام. یارو بهش میگه نون که ۵ ریال نیست! غضنفر گفت: صداشو درنیار من ماکسی میلیانوسم
:دی

به گوگل ترنسلیت دادم یه دستور کیک پزی برام ترجمه کنه،
بعد برگشته میگه تخم مرغها رو با ضرب و شتم وارد آرد کنید :دی

اغلب کارایی که ما به بچه هامون یاد میدیم برای اینه که “عمو ببینه” !
.
.
.
حالا بخند عمو ببینــــه !!!

آورده اند روزی شیخ و مریدان در کوهستان سفر می کردندی و به ریل قطاری رسیدندی که ریزش کوه آن را بند آورده بودی. و ناگهان صدای قطاری از دور شنیده شد.
شیخ فریاد برآورد که جامه ها بدرید و آتش بزنید که این داستان را قبلن بدجوری شنیده ام و مریدان و شیخ در حالی که جامه ها را آتش زده و فریاد می زدند ، به سمت قطار حرکت کردندی.
مریدی گفت: یا شیخ! نباید انگشت مان را در سوراخی فرو ببریم؟
شیخ گفت: نه! حیف نان! آن یک داستان دیگر است.
راننده ی قطار که از دور گروهی را لخت دید که فریاد می زنند، فکر کرد که به دزدان زمینی سومالی برخورد کرده و تخت گاز داد و قطار به سرعت به کوه خوردی و همه ی سرنشینان جان به جان آفرین مردند.
شیخ و مریدان ایستادند و شیخ رو به مریدان گفت: قاعدتن نباید این طور می شد! سپس رو به پخمه کردی و گفت: تو چرا لباست را در نیاوردی و آتش نزدی؟”
پخمه گفت: آخر الان سر ظهر است! گفتم شاید همین طوری هم ما را ببینند و نیازی نباشد!

حیف نون داشته بدو بدو از جهنم بیرون میومده…
بهش میگن چی شده میگه:
جهنم آتیش گرفته…

تفاوت مخ زدن در ایران و انگلیس:
در انگلیس
پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم!
خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخوام اگه مایل باشید باهم باشیم!
دختر: چرا که نه؟ میتونیم در کنار هم باشیم!
ایران:
پسر: پیــــــــــــــــــس … پیس پیس …
پـــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــس … پیییییییییییییس …
ســــــــوووووووو … ســــــــــوووو …
ســــــــــــس … ســـــــــــــــــــــــــــــــــــس …
پــــــــِـخخخخخخخخخ … چِــخـــــــــــــــه …
هووووووی با تواما! بیا شماره مو بگیر بزنگ!
دختر: خفه شو! کصافطِ عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری
راه افتادی دنبالِ ناموس مردم،بی ناموس!
شماره تو میگیرم فقط واسه اینکه شرتو زود کم کنی!
ساعت ۱۰ زنگ میزنم!

غضنفر در گوش راننده پچ پچ میکرده.میگن چی میگه؟
راننده میگه:بابا دیونم کرده میگه چپ کن بخندیم!

بزرگترین حالگیری تو امتحانا این بود که،
پشت سوالی که جوابش یکی دو کلمه بود ، یه چرا (یا توضیح دهید) اضافه میکردن !

مواظب فرزندان دلبند خود باشید.
مرتضی و لیلا «بچه دزدهای قهار»در همین حوالی در کمین فرزندان شما هستند.

اگر در رقابتهای المپیک یک رشته به اسم “پرتاب دمپایی” اضافه میشد
شیر زنان ایران چندین طلا واسه مملکت میاوردن!

به یکی میگن برو خبر مرگ پدر همسایه روبده.
میره در خونشونو میزنه میگه بابات هست؟
پسرش میگه نه شب میاد.
طرفم میگه بشین تا بیاد

زمان مکالمات تلفنی
پسر به پسر = ۰۰:۰۰:۵۹
مادر به پسر = ۰۰:۱۰:۳۰
پدر به پسر = ۰۰:۰۲:۳۶
پسر به دختر = ۰۱:۱۵:۰۱
دختر به دختر = ۰۰:۲۹:۵۹
دختر به پسر = ۰۰:۰۰:۰۵

Vibre.ir

جوک۷ – لطیفه(جوک) – ویبره

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *